خرداد 01, 1401

رمان امروز چگونه رمانی است

in هنر

by Aftab_Showgh

عنوان این مقاله پرسشهایی را به ذهن متبادر می‏کند و به همین سبب لازم است…
ارديبهشت 29, 1401

پیام هاشم خواستار زندانی سیاسی . اردیبهشت 1401

in خبر روز

by Aftab_Showgh

هاشم خواستار، نماینده مبارز معلمان آزاده کشور در نامه‌ای از زندان چنین نوشت: گر ما…
ارديبهشت 25, 1401

شعری برای طاهر بومدرا - م. شوق

in شعر

by Aftab_Showgh

To Tahir Boumedra Head of UNAMI Human Rights Office and Adviser to the Special Representative…
ارديبهشت 23, 1401

نان گران شد

in شعر

by Aftab_Showgh

 نان گران شد نان گران شدنانوایی بسته استسفره ها از بی‌نوایی خسته استمن ولی از…
ارديبهشت 20, 1401

کتاب شعر تو و من - م. شوق

in از م. شوق

by Aftab_Showgh

دانلود کتاب شعر تو و من - م. شوق
ارديبهشت 13, 1401

غزل نفرین . شعری از م. شوق

in گوناگون

by Aftab_Showgh

https://www.youtube.com/watch?v=MnFVXU9P4X4
ارديبهشت 08, 1401

کتاب شعر ما گلهای خندانیم (2) - محمد قرایی م. شوق

in از م. شوق

by Aftab_Showgh

 دانلود کتاب شعر ما گلهای خندانیم (2) - محمد قرایی م. شوق
ارديبهشت 08, 1401

کتاب عشق و دیوار - مجموعه قصه - محمد قرایی

in از م. شوق

by Aftab_Showgh

 دانلود کتاب عشق و دیوار - مجموعه قصه - محمد قرایی
ارديبهشت 08, 1401

کتاب بیت، پر حادثه شد - اشعار منظوم - محمد قرایی دهه 1380

in از م. شوق

by Aftab_Showgh

 دانلود کتاب بیت، پر حادثه شد - اشعار منظوم - محمد قرایی دهه 1380
ارديبهشت 04, 1401

همه چبر روشن است

in شعر

by Aftab_Showgh

همه چیز روشن است همه چیز روشن است تنها باید جان داد سیاهی می‌خندد و…
ارديبهشت 27, 1401

داستان قالیچه

in داستان

by Aftab_Showgh

قالیچهقصه از محمد قرایی ۲۷ تیر۱۴۰۰زمانی را به یاد می‌آورد که درست مانند قالیچة سلیمان بود. رنگین وپرنگاره. بر فراز قاره‌ها. همة قالی‌های جهان، خود را در پیش او ناچیز می‌دیدند. خودش نمی‌دانست چه زمانی بافته شد؟ اما اگر از تک‌تک رشته‌ها و نخهای تاروپودش می‌پرسید، هرکدام داستانی درازتر از داستانهای هزارو یکشب تعریف می‌کردند که پنبه‌شان چگونه کاشته شد. چگونه رشته شدند، چگونه.....ولی با این که خودش اصلاً از این تاریخچه حرفی نمی‌زد با خودش می‌گفت: «من از قالیچة حضرت سلیمان هم بهترم! چون آن قالیچه روشن نیست که افسانه بوده یا نه! ولی من واقعی‌ام. می‌بینی که در…
ارديبهشت 27, 1401

پنجاه و دو شعله سرو چهار شهید پنجم

in شعر

by Aftab_Showgh

https://www.youtube.com/watch?v=VhgjFRMnlW8
ارديبهشت 27, 1401

پنجاه و دو شعله سرو چهار شهید چهارم

in شعر

by Aftab_Showgh

https://www.youtube.com/watch?v=cQYMVKseEY0
ارديبهشت 23, 1401

طلب توفان

in شعر

by Aftab_Showgh

طلب توفانطلب برزگران چیست: خدایا! نم باران بفرست!سایه‌ی ابرتری روی افقهای بیابان بفرستایستاده‌است هوا! هر طرفی بیدک مجنون نگردبا نسیمی به تن شاخه‌ی خشکیده‌ی او جان بفرستنان ما را تو به‌هنگام درو آجر خشکیده مکنفصل میوه‌ست، خدایا! ثمری بهر درختان بفرست طلب رزمگران چیست به‌هنگام تمنا و دعا؟:باد و باران کم‌مان است، خدایا! تب توفان بفرست زیر نعلین ستم خرد شدستیم پس از چکمه‌ی شاه خون داغی به رگ، از غیرت چون سیل خروشان بفرست سالها گرگ و دد و دیو بر این خاک به جولان شده‌اند شیر غرنده از آن قافله‌ی گرگ- شکاران بفرست دست دد حلقه به حلقوم…
ارديبهشت 17, 1401

تحمل نکن باز هم این همه! مگر این همه اینهمه هم کمه؟ م شوق17 اردیبهشت…

in شعر

by Aftab_Showgh

https://www.youtube.com/watch?v=jLJwW75QPEEتحمل نکن باز هم این همه!مگر این همه اینهمه هم کمه؟مگر کم نگاه کرده ای دیده ایکمرها شکسته شده یا خمه!!تحمل عجب چیز ناجوریههمه ش ترس در آدمی می دمهبه قدری که از مشتی اوباش دزدچقدر این همه «باهمیم» می رمهتحمل!؟ بگو تا به کی تا به کی؟بگو بدتر از این کدامین غمه!ببین هر چه حوا ست رو می برنپیش چشم ما، اسممون آدمه؟خدایا عجب صبر چیز بدی ستهمین صبره که مادر ماتمه خدا هم ازین وضع گریه ش گرفتببین روی برگای صبح شبنمهتحمل نکن بیشتر از این دیگهجواب، تا به کی «آخه می ترسمه؟»کجا اینقده زشتی و تیرگی توی…
ارديبهشت 12, 1401

ماه برو ماه برو

in شعر

by Aftab_Showgh

گفتند ماه در آخر رمضان در ایران آخوندی دیده نشده. همه جا عید فطر رسیده اما در ایران نه. با اجازة طراح این تصویرشعر زیر را سرودم. ماه! برو! ماه برو! از ره و بیراه برو رخ منما رخ منما با غم و با آه برو چاه شده میهن من از ستم دیورخان مکث مکن مکث مکن از سر این چاه برو ماه برو ماه برو یاد نداری تو مگر آنهمه بدنام شدی آینة دیو شدی پهنة صد دام شدی؟ بر رخت انداخته شد چهرة ابلیس زمان فتنه نمودند تو را مایة آلام شدی ماه برو ماه برو مهر ندیدی…
ارديبهشت 12, 1401

غزل نفرین

in شعر

by Aftab_Showgh

https://www.youtube.com/watch?v=ghPnUfzeC5w غزل نفرین برای صحنة کودکی که از گرسنگی ناچار از خوردن علف بیابان شده. شعر من! از سینه ام آزاد شو خشم شو! نفرین پر فریاد شو جیغ شو! کر کن جهان را یکسره نعره شو سرتا به پایت داد شو کودک ایران علف بر لب نهاد! صددهن نفرین بر این بیداد شو شعر من! بالی در آور چون عقاب تیز، بر کرکس‌وشان، صیاد شو یا به بر این بی‌ستون بنیاد جور تیشه‌ی تیز کف فرهاد شو یا سوار ابر و بال باد شو سر ز غیبی در کن و امداد شو با کمر بندی برای انتحار سوی دجالان…
ارديبهشت 08, 1401

کتاب روز گمشده - محمد قرایی م. شوق

in از م. شوق

by Aftab_Showgh

دانلود کتاب روز گمشده - محمد قرایی م. شوق
ارديبهشت 08, 1401

کتاب نمایشنامه نقش ها - م. شوق

in از م. شوق

by Aftab_Showgh

دانلود کتاب نمایشنامه نقش ها - م. شوق
ارديبهشت 08, 1401

کتاب بوی کاه گل - م. شوق

in از م. شوق

by Aftab_Showgh

دانلود کتاب بوی کاه گل - م. شوق
ارديبهشت 08, 1401

کتاب طنز به سیاهی بخندید - محمد قرایی

in از م. شوق

by Aftab_Showgh

دانلود کتاب طنز به سیاهی بخندید - محمد قرایی
ارديبهشت 08, 1401

روزی که امیرکبیر به شدت گریست

in گوناگون

by Aftab_Showgh

روزی که امیر کبیر به شدت گریست! سال 1264 قمرى، نخستين برنامه‌ى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند. به‌ويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مى‌شود. هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باخته‌اند، امير بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد…
ارديبهشت 05, 1401

برای آنها که می‌نویسند

تجربه‌های نوشتن برای آنها که می نویسند ۲اردیبهشت ۱۴۰۱ کندن حرف «را» از جای اصلی‌اش و آواره کردنش در جمله‌ها! آیا این جمله درست است: ـ هرگز تأثیری که ممکن است بر دیگران بگذارید را دست کم نگیرید. حرف را «نشانه‌ی مفعولی» است. باید بعد از مفعول بیاید. بنابراین جملة بالا نادرست است و درست آن این است: درست: هرگز تأثیری را که ممکن است بر دیگران بگذارید دست کم نگیرید. نمونة دیگر: اجازه دهید نام برخی از بنیانگذاران شجاع جنبش ، زنان و مردان راست‌قامتی که در شب تلخ اشغال، نگذاشتند امید به امکان وقوع «معجزه در نیمه شب»…